اولین مسلمان یا نخستین مؤمن

نخستین مؤمن: بررسی جایگاه حضرت علی (ع) در منابع معتبر شیعه و سنی

چکیده

مسئله «نخستین مسلمان» از دیرباز در تاریخ اسلام مورد توجه بوده است. با مراجعه به منابع معتبر تاریخی و حدیثی شیعه و سنی، این حقیقت آشکار می‌شود که حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) نخستین مردی است که به پیامبر اکرم (ص) ایمان آورد و در کنار حضرت خدیجه (س) که نخستین زن مسلمان بود، پایه‌های نخستین جامعه اسلامی را استوار ساخت. این مقاله با تکیه بر روایات متواتر، اقوال صحابه، منابع معتبر شیعه و سنی، و اشعار، این جایگاه والا را مورد بررسی قرار می‌دهد.

مقدمه

همه مفسران و مورخان اسلامی بر این نکته اتفاق نظر دارند که پس از حضرت خدیجه (س) که نخستین زن مسلمان بود، حضرت علی (ع) نخستین مردی است که به رسالت پیامبر اکرم (ص) ایمان آورد.[۱] این فضیلت بزرگ، نه تنها در منابع شیعه، بلکه در بسیاری از منابع معتبر اهل سنت نیز به روشنی ثبت و ضبط شده است.[۲] اجماع علمای شیعه و گروه کثیری از علمای اهل سنت بر این است که علی بن ابی‌طالب (ع) نخستین مرد مسلمان بوده است.[۳]

جایگاه حضرت علی (ع) در کتب حدیثی شیعه و سنی

۱. روایت امام باقر (ع) از سبقت علی (ع) در ایمان

امام محمد باقر (ع) در روایتی، جایگاه نخستین ایمان‌آورنده را برای حضرت علی (ع) تثبیت می‌فرماید. علامه مجلسی در کتاب شریف **بحارالانوار** می‌نویسد: «نخستین ایمان‌آورنده علی (ع) بود، و سپس خدیجه (س) و بعد جعفر بن ابی‌طالب (ره)».[۴] ابن شهر آشوب در کتاب **مناقب** نیز به همین مطلب تصریح کرده است.[۵]

۲. روایت ابن شهر آشوب در مناقب

ابن شهر آشوب در کتاب **مناقب**، فهرستی از سابقین در اسلام ارائه داده که اسامی ده نفر نخست چنین است:

«علی (ع)، خدیجه، جعفر بن ابی‌طالب، زید بن ثابت، عمرو بن عنبسه، خالد بن سعید، سمیه، عبیده بن حارث و حمزه».[۶]

۳. روایت ابن عباس از عمر بن خطاب

یکی از مهم‌ترین روایاتی که جایگاه سبقت حضرت علی (ع) را در ایمان نشان می‌دهد، نقلی است که ابن عباس از عمر بن خطاب گزارش می‌کند. متقی هندی در **کنزالعمال** و حاکم نیشابوری در **المستدرک** این روایت را آورده‌اند:[۷][۸]

> **عن ابن عباس، قال: سمعت «عمر بن الخطاب» يقول:** > > «كُفُّوا عَنْ ذِكْرِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَدْ رَأَيْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِيهِ خِصَالًا لَئِنْ تَكُونُ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهَا فَهِيَ فِي آلِ الْخَطَّابِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ. كُنْتُ أَنَا وَأَبُو بَكْرٍ وَأَبُو عُبَيْدَةَ فِي نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَانْتَهَيْنَا إِلَى بَابِ أُمِّ سَلَمَةَ، وَعَلِيٌّ قَائِمٌ عَلَى الْبَابِ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فَاتَّكَأَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ مَنْكِبَهُ، ثُمَّ قَالَ:» > > **«إِنَّكَ مُخَاصِمٌ تُخَاصِمُ، أَنْتَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا، وَأَعْلَمُهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ، وَأَوْفَاهُمْ بِعَهْدِهِ، وَأَقْسَمُهُمْ بِالسَّوِيَّةِ، وَأَرْأَفُهُمْ بِالرَّعِيَّةِ وَأَعْظَمُهُمْ رَزِيَّةً»**

    • ترجمه:** از ابن عباس نقل شده که گفت: از عمر بن خطاب شنیدم که می‌گفت: «از یاد کردن علی بن ابی‌طالب دست بدارید که من از رسول خدا (ص) درباره او خصلت‌هایی دیدم که اگر یکی از آنها در خاندان خطاب می‌بود، برای من از هرچه خورشید بر آن می‌تابد محبوب‌تر بود. من و ابوبکر و ابوعبیده با گروهی از اصحاب رسول خدا (ص) به درِ خانه ام‌سلمه رسیدیم در حالی که علی (ع) پشت در ایستاده بود. رسول خدا (ص) بیرون آمد و بر علی بن ابی‌طالب تکیه زد، سپس دست بر شانه او زد و فرمود: «تو خصم‌هایی هستی که محاجه می‌کنی، تو نخستین مؤمنان از نظر ایمانی، و داناترین ایشان به ایام خدا، و وفادارترینشان به عهدش، و عادل‌ترینشان در تقسیم، و مهربان‌ترینشان به رعیت، و بزرگ‌ترینشان از نظر مصیبت هستی.»

۴. روایت ابو سعید خدری

ابو سعید خدری از صحابه بزرگ پیامبر (ص)، روایت می‌کند که آن حضرت بر شانه علی (ع) زد و فرمود:

> **«يَا عَلِيُّ لَكَ سَبْعُ خِصَالٍ لَا يُحَاجُّكَ فِيهِنَّ أَحَدٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: أَنْتَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا بِاللَّهِ...»**[۹]

    • ترجمه:** «ای علی، تو را هفت خصلت است که هیچ‌کس در روز قیامت درباره آنها با تو محاجه نمی‌کند: تو نخستین مؤمنان به خدا از نظر ایمانی هستی...»

۵. روایت ابن عبدالبر در الاستیعاب

ابن عبدالبر در کتاب **الاستیعاب** به نقل از چندین صحابه می‌نویسد:

> **«رُوِيَ عَنْ سَلْمَانَ، وَأَبِي ذَرٍّ، وَالْمِقْدَادِ، وَخَبَّابٍ، وَجَابِرٍ، وَأَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، وَزَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ: أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ»**[۱۰]

    • ترجمه:** «از سلمان، ابوذر، مقداد، خباب، جابر، ابو سعید خدری و زید بن ارقم روایت شده است که علی بن ابی‌طالب اولین کسی بود که اسلام آورد.»

۶. روایت ابن اسحاق

ابن اسحاق، مورخ بزرگ اسلامی، در سیره خود می‌نویسد:

> **«أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ (ص) مِنَ الرِّجَالِ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»**[۱۱]

    • ترجمه:** «نخستین کسی که از مردان به خدا و پیامبرش محمد (ص) ایمان آورد، علی بن ابی‌طالب بود.»

۷. روایت ابن کثیر در البدایة والنهایة

ابن کثیر در کتاب **البدایة والنهایة** می‌نویسد:

> **«أَوَّلُ ذِكْرٍ آمَنَ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) وَصَلَّى مَعَهُ وَصَدَّقَهُ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»**[۱۲]

    • ترجمه:** «نخستین کسی که به رسول خدا (ص) ایمان آورد و با او نماز خواند و او را تصدیق کرد، علی بن ابی‌طالب بود.»

۸. روایت یعقوبی

یعقوبی در تاریخ خود می‌نویسد:

> **«كَانَ أَوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ مِنَ النِّسَاءِ، وَعَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ مِنَ الرِّجَالِ»**[۱۳]

۹. روایت مسعودی در مروج الذهب

مسعودی در **مروج الذهب** می‌گوید:

«بسیاری از مردم بر این عقیده‌اند که علی بن ابی‌طالب (ع) هرگز به خدا شرک نورزید، بلکه در همه کارهایش پیرو پیامبر خدا (ص) بود و نخستین مسلمان است.»[۱۴]

۱۰. روایت حاکم نیشابوری در المستدرک

حاکم نیشابوری که از علمای بزرگ اهل سنت است، در **المستدرک علی الصحیحین** می‌نویسد:

> **«لَا أَعْلَمُ خِلَافًا بَيْنَ أَصْحَابِ التَّوَارِيخِ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَوَّلُهُمْ إِسْلَامًا»**[۱۵]

    • ترجمه:** «من هیچ اختلافی میان صاحبان تواریخ نمی‌دانم که علی بن ابی‌طالب نخستین آنها در اسلام آوردن است.»

۱۱. روایت علامه امینی در الغدیر

علامه امینی در کتاب ارزشمند **الغدیر**، نام ۶۶ تن از صحابه و تابعین را ذکر کرده که بر سبقت ایمان حضرت علی (ع) گواهی داده‌اند. از جمله این افراد: سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن عمرو کندی، جابر بن عبدالله انصاری، ابو سعید خدری، زید بن ارقم و قتادة بن النعمان هستند.[۱۶] علامه امینی با سفر به کتابخانه‌های بزرگ جهان و مطالعه بیش از ده هزار جلد کتاب، این مجموعه گرانسنگ را فراهم آورد که هنوز کسی نتوانسته بر آن ردیه‌ای بنویسد.[۱۷]

۱۲. روایت بیهقی در السنن الکبری

ابوبکر احمد بن الحسین البیهقی در **السنن الکبری** چنین آورده است:

> **«وَ كَانَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) وَ هُوَ ابْنُ خَمْسَ عَشْرَةَ أَوْ سِتَّ عَشْرَةَ سَنَةً»**[۱۸]

    • ترجمه:** «نخستین کسی که به رسول خدا ایمان آورد، علی بن ابی‌طالب (ع) بود و او در آن وقت پانزده یا شانزده سال داشت.»

هیثمی در **مجمع الزوائد** این حدیث را از طبرانی نقل کرده و گفته است: رجال این حدیث صحیحند.[۱۹]

۱۳. روایت شیخ مفید در الارشاد

شیخ مفید از علمای بزرگ شیعه در کتاب **الارشاد** می‌نویسد:

> **«وَ كَانَ أَوَّلَ النَّاسِ إِيمَاناً بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ (ص) بَعْدَ خَدِيجَةَ (ع)»**[۲۰]

    • ترجمه:** «او (علی) نخستین مردم در ایمان به خدا و رسولش (ص) پس از خدیجه (س) بود.»

۱۴. روایت طبرسی در اعلام الوری

طبرسی در کتاب **اعلام الوری** می‌نویسد:

> **«وَ كَانَ أَوَّلَ مَنْ آمَنَ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) مِنَ الذُّكُورِ»**[۲۱]

    • ترجمه:** «او نخستین کسی بود که از مردان به رسول خدا (ص) ایمان آورد.»

۱۵. روایت ابن اثیر در الکامل فی التاریخ

ابن اثیر در کتاب **الکامل فی التاریخ** می‌نویسد:

> **«وَ كَانَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ مِنَ الرِّجَالِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»**[۲۲]

داستان ایمان حضرت علی (ع) از نگاه تاریخ

۱. پرورش در دامن پیامبر (ص)

حضرت علی (ع) از کودکی در خانه پیامبر (ص) پرورش یافت. پس از آنکه قحطی و خشکسالی در حجاز رخ داد و ابوطالب دچار عسرت گردید، پیامبر (ص) به عموی خود عباس پیشنهاد کرد هر یک یکی از پسران ابوطالب را متکفل شوند. رسول الله (ص) علی (ع) را به خانه خود برد و از آن پس، علی (ع) عضوی از خانواده پیامبر (ص) شد و شب و روز را با او می‌گذرانید. حتی در خلوت کوه حرا که هیچ کس را حق رفتن نزد پیامبر (ص) نبود، تنها علی (ع) حق داشت نزد آن حضرت برود.[۲۳]

پیامبر اکرم (ص) در حق او فرمود:

> **«أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ»**

    • ترجمه:** «تو پارهای از تن من و من پارهای از تن توام.»[۲۴]

و نیز فرمود:

> **«عَلِيٌّ لَحْمُهُ مِنْ لَحْمِي وَ دَمُهُ مِنْ دَمِي»**

    • ترجمه:** «علی، گوشتش از گوشت من و خونش از خون من است.»[۲۵]

۲. شهادت خود حضرت علی (ع) در خطبه قاصعه

حضرت علی (ع) در خطبه قاصعه از نهج البلاغه، به این حقیقت تاریخی چنین اشاره می‌فرماید:

> **«... يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالْاقْتِدَاءِ بِهِ. وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا. أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشَمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ»**[۲۶]

    • ترجمه:** «(رسول الله) هر روز، حکمت تازهای از اخلاق خود به من میآموخت و مرا امر میفرمود از او پیروی کنم. آن حضرت در هر سال چندی در کوه حراء مجاور میشد. در آن خلوت تنها من او را میدیدم و جز من کسی او را نمیدید. خانه پیغمبر آن وقت تنها خانه در اسلام بود و رسول الله (ص) و خدیجه و من ـ که سومی ایشان بودم ـ در آن با هم به سر میبردیم. من نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوت را استشمام میکردم.»

۳. روایت داستان عفاف کندی

یکی از مشهورترین نقل‌های تاریخی درباره نخستین نماز جماعت مسلمانان، روایت عفیف کندی است که در منابع متعددی از جمله تاریخ طبری نقل شده است.[۲۷] او می‌گوید:

«در روزگار جاهلیت به مکه آمدم و پیش عباس بن عبدالمطلب منزل گرفتم. چون آفتاب برآمد، به کعبه نگریستم، دیدم جوانی بیامد و به آسمان نظر کرد، آنگاه سوی کعبه رفت و رو به آن ایستاد. چیز نگذشت که پسری بیامد و به طرف راست وی ایستاد و باز طولی نکشید که زنی بیامد و پشت سر وی ایستاد. چون جوان به رکوع رفت، پسر و زن نیز رکوع کردند. پس از آن سر برداشت و آن دو نیز سر برداشتند. آنگاه سجده کرد و آن دو نیز سجده کردند.

من گفتم: «ای عباس، این کاری بزرگ است!» عباس گفت: «آری، کاری بزرگ است. می‌دانی این کیست؟» گفتم: «نمی‌دانم». گفت: «این محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب، برادرزاده من است. می‌دانی این که با اوست کیست؟» گفتم: «نمی‌دانم». عباس گفت: «این علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب، برادرزاده من است و آن زن که پشت سر او ایستاده، خدیجه دختر خویلد، همسر برادرزاده‌ام محمد است. برادرزاده‌ام به من گفته که از آسمان به او گفته شده تا چنین کنند که می‌بینی. به خدا، اکنون بر روی زمین کسی جز این سه نفر پیرو این دین نیست.»[۲۸]

عفایف کندی در پایان این روایت با حسرت می‌گوید: «ای کاش من چهارمی بودم!»

۴. روایت نماز نخستین

درباره نخستین نماز جماعت مسلمانان، روایات متعددی نقل شده است. جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید:

> **«بُعِثَ النَّبِيُّ (ص) يَوْمَ الِاثْنَيْنِ، وَصَلَّى عَلِيٌّ يَوْمَ الثُّلَاثَاءِ»**[۲۹]

    • ترجمه:** «پیامبر (ص) روز دوشنبه مبعوث شد و علی (ع) روز سه‌شنبه نماز خواند.»

ابن عباس نیز نقل کرده است:

> **«أَوَّلُ مَنْ صَلَّى مَعَ النَّبِيِّ (ص) عَلِيُّ ابْنُ أَبِي طَالِبٍ»**[۳۰]

    • ترجمه:** «نخستین کسی که با پیامبر (ص) نماز خواند، علی بن ابی‌طالب بود.»

۵. روایت زید بن ارقم

زید بن ارقم که از صحابه بزرگوار پیامبر (ص) است، می‌گوید:

> **«إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَوَّلُ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِسْلَاماً»**[۳۱]

    • ترجمه:** «به‌درستی که علی بن ابی‌طالب نخستین این امت در اسلام آوردن است.»

۶. روایت سبقت هفت ساله

خود حضرت علی (ع) در روایتی دیگر می‌فرماید:

> **«أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَأَخُو رَسُولِ اللَّهِ، وَأَنَا الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ، لَا يَقُولُهَا بَعْدِي إِلَّا كَاذِبٌ مُفْتَرٍ، صَلَّيْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَبْلَ النَّاسِ سَبْعَ سِنِينَ»**[۳۲]

    • ترجمه:** «من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم و من صدیق اکبر هستم. این را بعد از من کسی نمی‌گوید مگر دروغ‌گوی افترازننده. هفت سال پیش از همه مردم با رسول خدا (ص) نماز خواندم.»

۷. روایت کلینی در کافی

کلینی در کتاب شریف **الکافی** به سند خود از امام صادق (ع) روایت می‌کند:

> **«إِنَّ أَوَّلَ مَنْ صَلَّى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع)»**[۳۳]

بررسی سن حضرت علی (ع) هنگام ایمان

درباره سن حضرت علی (ع) در هنگام ایمان آوردن، اختلافاتی وجود دارد. کلبی می‌گوید: «علی (ع) هنگام اسلام آوردن نه ساله بود و برخی گفته‌اند یازده ساله.»[۳۴] برخی روایات سن ایشان را ده ساله، برخی یازده ساله و برخی پانزده یا شانزده ساله ذکر کرده‌اند. اما مهم‌تر از سن، نفس این سبقت در ایمان است که در منابع متعدد به آن تصریح شده است. حاکم نیشابوری تصریح می‌کند که اختلاف تنها در مسئله بلوغ است و اصل سبقت در اسلام، مورد اتفاق همه است.[۳۵]

ادعای نخستین اسلام ابوبکر و نقد آن

برخی منابع اهل سنت، ابوبکر را نخستین مسلمان معرفی کرده‌اند، اما این ادعا به دلایل زیر مردود است:

۱. خود ابوبکر در روایات معتبر بر سبقت علی (ع) اعتراف کرده است. متقی هندی در **کنزالعمال** از عمر بن خطاب نقل کرده که می‌گفت: «... أَنْتَ يَا عَلِيُّ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا وَ أَوَّلُهُمْ إِسْلَامًا.»[۳۶]

۲. روایات متعدد از صحابه بزرگوار بر سبقت علی (ع) تصریح دارند.[۳۷]

۳. علامه امینی در **الغدیر** به تفصیل این شبهه را پاسخ داده و بیش از ۶۶ صحابی را نام برده که بر سبقت علی (ع) گواهی داده‌اند.[۳۸]

۴. خود حضرت علی (ع) در خطبه قاصعه بر این حقیقت تأکید کرده است.[۳۹]

۵. سلمان فارسی که از صحابه بزرگوار است، می‌گوید: «نخستین کسی که به خدا و رسولش ایمان آورد از این امت، علی بن ابی‌طالب بود.»[۴۰]

اشعار در وصف سبقت حضرت علی (ع) در ایمان

شاعران بسیاری از جمله حسان بن ثابت شاعر پیامبر (ص)، این فضیلت بزرگ را به نظم کشیده‌اند. در یکی از سروده‌ها آمده است:

به نام خدایی که علی را گزید|ز اول به ایمان، به اسلام و یقین

نخستین که با مصطفی شد نماز|بود آن علی، آن امام امین

و در شعری دیگر، این سبقت و همراهی با پیامبر (ص) چنین به تصویر کشیده شده است:

گرفتار عشق علی شو که او بود|نخستین که با حق نمازش ادا شد

چنان با نبی هم‌نفس شد که گویی|وجودش به جان نبی آشنا شد

جمع‌بندی نهایی

بر اساس متون معتبر تاریخی و حدیثی شیعه و سنی، حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) نخستین مرد مسلمانی است که دعوت پیامبر اکرم (ص) را لبیک گفت. این حقیقت والا را می‌توان از چند جهت اثبات کرد:

۱. **اتفاق نظر علمای شیعه و اکثر اهل سنت** بر این مسئله[۴۱]

۲. **روایات متعدد از صحابه** همچون سلمان، ابوذر، مقداد، خباب، جابر، ابو سعید خدری، زید بن ارقم و ابن عباس[۴۲]

۳. **تصریح مورخان بزرگ** همچون ابن اسحاق، ابن کثیر، یعقوبی، مسعودی، ابن اثیر و ابن عبدالبر[۴۳][۴۴]

۴. **ادعای اجماع** از سوی حاکم نیشابوری و دیگر دانشمندان[۴۵]

۵. **شهادت خود حضرت علی (ع)** به این فضیلت[۴۶]

۶. **تألیف ارزشمند علامه امینی در الغدیر** که به صورت مستند و با مراجعه به هزاران منبع، این حقیقت را اثبات کرده است[۴۷]

این فضیلت بزرگ، در کنار سایر فضایل بیشمار ایشان، جایگاه حضرت علی (ع) را به عنوان یکی از ارکان اساسی اسلام و الگویی بی‌نظیر از ایمان، شجاعت و بصیرت در تاریخ اسلام تثبیت می‌کند. گویا همین فضیلت است که پیامبر اکرم (ص) را بر آن داشت تا در حق او بفرماید: **«أَنْتَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا»** (تو نخستین مؤمنان از نظر ایمان هستی).[۴۸]

پاورقی ها

  1. ابن اسحاق، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳
  2. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵
  3. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶
  4. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۱۹، ص۵۹ و ج۴۲، ص۲۹۰
  5. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۶۰
  6. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۶۰
  7. متقی هندی، کنزالعمال
  8. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶
  9. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۵
  10. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۴۵۷
  11. ابن اسحاق، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳
  12. ابن کثیر، البدایة والنهایة
  13. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵
  14. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۴۹
  15. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶
  16. علامه امینی، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۶، ص۲۱-۲۳
  17. یادداشت جلد ۱، ص۲۱، درباره داستان نگارش کتاب الغدیر
  18. بیهقی، السنن الکبری
  19. هیثمی، مجمع الزوائد، به نقل از طبرانی
  20. شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۵
  21. طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۱۵۰
  22. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۲
  23. شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۵
  24. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۵
  25. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۵
  26. نهج البلاغه، خطبه قاصعه (خطبه ۱۹۲)، ص۲۲۲
  27. طبری، تاریخ طبری، به نقل از عفایف کندی
  28. طبری، تاریخ طبری، به نقل از عفایف کندی
  29. طبرانی، المعجم الکبیر
  30. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۵
  31. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۴۵۷
  32. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۵
  33. کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۸۴
  34. ابن اثیر، اسد الغابة، ج۱، ص۱۵
  35. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶
  36. متقی هندی، کنزالعمال
  37. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۴۵۷
  38. علامه امینی، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۶، ص۲۱-۲۳
  39. نهج البلاغه، خطبه قاصعه (خطبه ۱۹۲)، ص۲۲۲
  40. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۴۵۷
  41. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶
  42. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۴۵۷
  43. ابن اسحاق، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳
  44. ابن کثیر، البدایة والنهایة
  45. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶
  46. نهج البلاغه، خطبه قاصعه (خطبه ۱۹۲)، ص۲۲۲
  47. علامه امینی، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۶، ص۲۱-۲۳
  48. متقی هندی، کنزالعمال