شماره ۱: سلامتِ جان؛ روانشناسیِ خودمراقبتی در مکتبِ علوی
سلامتِ جان؛ روانشناسیِ خودمراقبتی در مکتبِ علوی
«أَلَا إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَ إِقْبَالًا، وَ إِنَّ لَهَا سَأْمَةً وَ إِدْبَارًا، فَأْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَ إِقْبَالِهَا، فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُکْرِهَ عَمِیَ»[۱]
امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «آگاه باشید که برای قلب ها، شور و اقبالی است، و نیز خستگی و رویگردانی.
پس از راهِ شور و اقبالِ آنها به سراغشان بروید، زیرا قلب اگر به اجبار وادار شود، کور می گردد.»
این کلامِ نورانی، یکی از عمیقترین و دقیقترین توصیه هایِ روانشناختیِ تاریخ است.
حضرت می فرمایند که قلبِ انسان، مانندِ یک موجودِ زنده، حالاتِ مختلفی دارد: گاهی شور و شوق دارد، گاهی خسته و دلزده میشود. اگر در زمانِ خستگی، به زور از آن کار بکشید، آسیب میبیند و کور میشود. این دقیقاً همان چیزی است که روانشناسیِ نوین تحتِ عنوان «مدیریتِ انگیزه» و «خودمراقبتیِ روانی» به آن می پردازد.
سلامتِ جان، یعنی مراقبت از این موجودِ شگفت انگیز که در درونِ ما جای دارد. قلبی که بتواند شورِ عبادت را با آرامشِ روانی تلفیق کند، و جسمی که بتواند نیازهایِ خود را در چارچوبِ شرع، تأمین نماید.
آیاتِ قرآن؛ راهنمایِ سلامتِ روان
خداوندِ متعال در قرآن کریم میفرماید:
«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[۲] «آگاه باشید که با یادِ خدا، دلها آرام میگیرد.»
امام صادق(ع) در تفسیرِ این آیه میفرمایند:
«الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ، لَا بِذِکْرِ النَّاسِ»[۳]
«یعنی کسانی که ایمان آورده اند و دلهایشان با یادِ خدا آرام میگیرد، نه با یادِ مردم.»
این یعنی آرامشِ واقعی، در گروِ ارتباط با خداست، نه در گروِ تأییدِ دیگران. بسیاری از اضطرابهایِ امروز، ریشه در وابستگی به قضاوتِ مردم دارد. قرآن به ما می آموزد که تنها مرجعِ آرامش، خداست.
همچنین در آیه یِ دیگر می فرماید:
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ»[۴] «و از قرآن، آنچه را که شفا و رحمت برایِ مؤمنان است، نازل میکنیم.»
امام باقر(ع) در تفسیرِ این آیه فرمودند:
«شِفَاءُ الْقُلُوبِ مِنَ الْجَهْلِ وَ الشَّکِّ»[۵] «شفایِ قلبها از نادانی و شکّ است.»
پس قرآن، دارویِ شکّ و تردید است. کسی که به قرآن پناه میبرد، از اضطرابِ وجودی و تردیدهایِ مزمن رهایی مییابد.
حدیثِ اوّل: قلب، پادشاهِ اعضاست
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«أَلَا وَ إِنَّ الْقَلْبَ مَلِکُ الْأَعْضَاءِ، وَ إِنَّ الْأَعْضَاءَ جُنُودُهُ، فَإِذَا صَفَا الْمَلِکُ صَفَتْ جُنُودُهُ، وَ إِذَا غَشَّ الْمَلِکُ غَشَّتْ جُنُودُهُ»[۶]
«آگاه باشید که قلب، پادشاهِ اعضاست، و اعضا، سپاهیانِ او هستند. پس اگر پادشاه، صاف و پاک شود، سپاهیانش صاف میشوند، و اگر پادشاه، خیانت کند، سپاهیانش خیانت میکنند.»
این یک اصلِ بنیادین در خودمراقبتی است: اگر قلبِ ما سالم باشد، تمامِ رفتارهایِ ما سالم خواهد بود. اما اگر قلب بیمار شود، همهیِ اعمالِ ما بیمارگونه خواهد شد. امام صادق(ع) نیز میفرمایند:
«الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ، فَلَا تُسْکِنُوا حَرَمَ اللَّهِ مَنْ لَا یُحِبُّ اللَّهَ»[۷] «قلب، حرمِ خداست. پس در حرمِ خدا، کسی را که خدا را دوست ندارد، جای ندهید.»
مراقبت از قلب، یعنی مراقبت از افکار، احساسات، و نیاتِ خود. هر فکری که واردِ قلب میشود، یا آن را صاف میکند یا آلوده.
داستانی از خودمراقبتیِ امیرالمؤمنین(ع)
در تاریخ نقل شده که روزی امیرالمؤمنین(ع) در میدانِ جنگ، با یکی از سربازانِ دشمن روبرو شد. دشمن، به حضرت دشنام داد و او را به بادِ فحش گرفت. حضرت، شمشیر را زمین گذاشت و به او فرمود:
«لَوْ کُنْتَ قَادِرًا عَلَی أَنْ تُسَابَّنِی، لَا سَمِعْتَ مِنِّی کَلِمَةَ سُوءٍ»[۸]
«اگر میتوانستی به من دشنام بدهی، از من سخنِ زشت نمیشنیدی.»
سربازِ دشمن، از این برخوردِ محترمانه شگفتزده شد و اسلام آورد. وقتی از حضرت پرسیدند: «چرا با او اینگونه رفتار کردی؟» حضرت فرمودند:
«إِنَّ النَّفْسَ إِذَا تَمَادَتْ فِی الْغَضَبِ، أَفْسَدَتِ الْعَقْلَ، وَ أَذْهَبَتِ الْحِلْمَ»[۹]
«زیرا نفس، وقتی در خشم زیاده روی کند، عقل را فاسد میکند و بردباری را از بین میبرد.»
اینجاست که رازِ سلامتِ جان آشکار می شود: کنترلِ خشم، نه فقط برایِ دیگران، بلکه برایِ حفظِ خودِ ماست. امام کاظم(ع) نیز در اینباره میفرمایند:
«مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ فَقَدْ مَلَکَ عَدُوَّهُ»[۱۰]
«کسی که در هنگامِ خشم بر نفس خود مسلط شود، بر دشمن خود مسلط شده است.»
اصلِ دوم: تفکر، دارویِ اضطراب است
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«التَّفَکُّرُ یَدْعُو إِلَی الْبِرِّ وَ الْعَمَلِ بِهِ»[۱۱]
«اندیشیدن، به نیکی و عمل به آن دعوت میکند.»
یکی از مهمترین راههایِ خودمراقبتی، اختصاصِ زمانی برایِ تفکر است. ما در زندگیِ پرشتابِ امروز، آنقدر مشغولِ انجامِ کارها هستیم که فرصتِ فکرکردن را از دست دادهایم. اما قرآن، تفکر را عبادت میداند:
«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ»[۱۲] «همانا در آفرینشِ آسمانها و زمین، و آمد و شدِ شب و روز، نشانه هایی است برایِ صاحبانِ اندیشه.»
امام صادق(ع) میفرمایند:
«تَفَکُّرُ سَاعَةٍ خَیْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ»[۱۳]
«یک ساعت اندیشه، بهتر از یک سال عبادت است.»
پس برایِ سلامتِ جان، باید هر روز زمانی را به تفکرِ عمیق اختصاص دهیم. نه تفکرِ نگران کننده، بلکه تفکری که ما را به خدا نزدیکتر کند و آرامش بخشد.
شعرِ زیبا در وصفِ خودمراقبتی
مولانایِ رومی چه زیبا سروده:
ای دل، تو تویی، جانِ خود را مراقب باش *** کز خویش، به تو نزدیکتر، هیچ کسی نیست
در خواب، غزلخوانِ خود باش، نه غمزده و سرد *** کز غم، دلِ تو هر شب، چون شمع، گدازان است
هر روز، دمی با خودِ خود، خلوت کن *** کاین خلوتِ جان، بهتر از صد حجله یِ ناز است
درمانِ دلِ خسته، در این است بدان *** کز خود، نه زِ درمانگرِ چرب، سخن، باز است
این شعر، اشاره به همان اصلِ علوی دارد که خودمراقبتی، از درون آغاز میشود، نه از بیرون.
اصلِ سوم: تغذیه یِ حلال؛ اساسِ سلامتِ روان
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«أَلَا إِنَّ الْحَلَالَ یُنْشِئُ الْحِلْمَ، وَ الْحَرَامَ یُنْشِئُ الْجَهْلَ»[۱۴]
«آگاه باشید که حلال، بردباری می پرورد، و حرام، نادانی می پرورد.»
یکی از مهمترین ارکانِ خودمراقبتی، تغذیه یِ جسم و روح با غذایِ حلال است. امام رضا(ع) می فرمایند:
«مَنْ أَکَلَ لُقْمَةً مِنْ حَرَامٍ، لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ عَمَلٌ أَرْبَعِینَ یَوْمًا»[۱۵]
«هر کس لقمهای حرام بخورد، تا چهل روز عملِ او پذیرفته نمی شود.»
این نه فقط یک حکمِ فقهی، بلکه یک اصلِ روانشناختی است. خوراکِ حرام، انرژیِ تاریک واردِ روح میکند و آرامش را از بین میبرد. تحقیقاتِ جدید نیز نشان داده که غذاهایِ ناپاک و غیرطبیعی، تأثیر مستقیمی بر خلقوخو و سلامتِ روان دارند.
اصلِ چهارم: خوابِ کافی، عبادتِ فراموش شده
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«لَا تَحْرِمُوا أَنْفُسَکُمُ الرَّاحَةَ، فَإِنَّ الرَّاحَةَ مَعُونَةٌ عَلَی الْعِبَادَةِ»[۱۶]
«خود را از آرامش و استراحت محروم نکنید، زیرا استراحت، کمک به عبادت است.»
در میانِ ما برخی خیال میکنند که کم خوابی و اشتغالِ دائمی، نشانه یِ تقواست.
در حالی که امیرالمؤمنین(ع) به صراحت میفرمایند که استراحتِ کافی، خودش مقدمه ای برایِ عبادتِ بهتر است. امام صادق(ع) نیز میفرمایند:
«إِنَّ لِلْجَسَدِ عَلَیْکَ حَقًّا، وَ لِلْعَیْنِ عَلَیْکَ حَقًّا، وَ لِلنَّفْسِ عَلَیْکَ حَقًّا»[۱۷]
«بر تو واجب است که حقِ بدن را ادا کنی، حقِ چشم را ادا کنی، و حقِ نفس را نیز ادا کنی.»
این یعنی خودمراقبتی، یک واجب شرعی است. مراقبت از خواب، تغذیه، ورزش، و استراحت، همه جزءِ حقوقِ نفس بر گردنِ ماست.
اصلِ پنجم: دوری از همنشینیِ بد
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«مُجَالَسَةُ الْأَشْرَارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالْأَخْیَارِ»[۱۸]
«همنشینی با اشرار، بدگمانی به نیکان را به ارث میگذارد.»
سلامتِ جان، در گروِ انتخابِ دوستانِ خوب است. قرآن نیز میفرماید:
«الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ»[۱۹]
«دوستان در آن روز، بعضی از بعضی دشمنند، مگر پرهیزکاران.»
امام سجاد(ع) در دعایِ خود برایِ دوستان میفرمایند:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی مِنَ الْأَخْیَارِ أَخِلَّاءَ، وَ مِنَ الْأَبْرَارِ وُصَلَاءَ»[۲۰]
«خدایا! برایم از نیکان، دوستانی قرار بده، و از نیکوکاران، یارانی.»
پس برایِ سلامتِ روان، باید از همنشینی با افرادِ سمی و منفیگرا پرهیز کرد و به سراغِ دوستانِ صالح رفت.
اصلِ ششم: صبر، کلیدِ سلامتِ روان
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«إِنَّ الصَّبْرَ یُعْقِبُ الْفَرَجَ، وَ الشِّدَّةَ تَزُولُ بِالْیُسْرِ»[۲۱]
«صبر، گشایش را به دنبال دارد، و سختی با آسانی از بین میرود.»
امام صادق(ع) میفرمایند:
«الصَّبْرُ مِفْتَاحُ الْفَرَجِ»[۲۲]
«صبر، کلیدِ گشایش است.»
در روانشناسیِ نوین، صبر به عنوان «تحملِ پریشانی» شناخته میشود. کسانی که تواناییِ تحملِ ناکامی ها را دارند، از سلامتِ روانِ بالاتری برخوردارند.
شعرِ دیگری از حافظ
حافظِ شیرازی چه زیبا سروده:
غم و شادیِ جهان، بر دلِ من میگذرد *** من نه آنم که ز غم، دل به تَبَه، خواری دهم
صبر، چو نردبانِ فلک است ای دل *** پلهپله، برو که پایانِ شب، روز است و دهم
دل، چون آیینه شود، صاف و زِ کینه تهی *** کز صفا، جانِ تو را، هستیِ عشق، رهی
ای دلِ من، تو مکن غصه، که این دایره است *** هر که او صبر کند، گنجِ جهان، از برِ اوست
این شعر، اشاره به همان اصلِ علوی دارد که صبر، راهی به سویِ گشایش و آرامش است.
اصلِ هفتم: شکرگزاری؛ دارویِ افسردگی
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«إِذَا تَذَکَّرْتَ نِعَمَ اللَّهِ فَأَطِیلِ الشُّکْرَ»[۲۳]
«هرگاه نعمت هایِ خدا را به یاد آوردی، شکرگزاری را طولانی کن.»
قرآن نیز میفرماید:
«لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»[۲۴]
«اگر شکرگزاری کنید، بر شما میافزایم.»
تحقیقاتِ روانشناسی نشان داده که شکرگزاریِ روزانه، یکی از مؤثرترین راههایِ کاهشِ افسردگی و افزایشِ رضایتِ از زندگی است. امام سجاد(ع) در صحیفهیِ سجادیه، دعاهایِ بسیاری را به شکرگزاری اختصاص داده اند.
نکته ی طلبگی برای منبری ها
در نهج البلاغه، خطبه ی ۲۲۰، امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَخَذَ عَلَی الْعِلْمَاءِ أَنْ لَا یُسَاهِلُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ»
یعنی: «خدایِ تبارکوتعالی از عالمان پیمان گرفته که نسبت به خود، سهل انگار نباشند.»
این یعنی حتی عالمانِ دین نیز باید به خودمراقبتیِ جسمی و روحی توجه کنند. سلامتِ جان، یک وظیفه یِ شرعی است.
سؤالِ چالشی برای منبر: آیا ما به حقوقِ نفسِ خود، مانندِ خوابِ کافی، تغذیهیِ سالم، و تفکرِ روزانه، توجه میکنیم، یا همه یِ تلاشمان را صرفِ کار و عبادتِ بیوقفه میکنیم و خود را فراموش میکنیم؟
اقدامِ عملی برای این هفته
«کارتِ سلامتِ جان» ۱. این هفته، هر روز ۱۵ دقیقه به خودت اختصاص بده برایِ تفکرِ عمیق و دعا.
۲. به مدتِ یک هفته، غذاهایِ حلال و سالم مصرف کن و از خوراکیهایِ مضر پرهیز کن.
۳. هر شب، یک دعا یا قرآن بخوان و از خداوند برایِ آرامشِ قلبت کمک بخواه.
۴. این هفته، با یک دوستِ صالح تماس بگیر یا دیدار کن و احساساتت را با او در میان بگذار.
۵. هر روز، سه نعمتِ کوچکِ خدا را یادداشت کن و شکرگزار باش.
معرفیِ ۳ کتابِ برگزیده برای مطالعه یِ این هفته
۱. «خودمراقبتی در سیره یِ علوی» – تألیفِ دکتر سید محمد صدر (ترکیبِ روانشناسیِ نوین با آموزه هایِ علوی).
۲. «آرامشِ جان در کلامِ اهلبیت» – از استاد محمدتقی مصباح یزدی (بررسیِ راهکارهایِ کاهشِ اضطراب از منظرِ دین).
۳. «چهل حدیث در سلامتِ روان» – گردآوریِ حجتالاسلام قرائتی (مجموعه ایِ کاربردی برایِ خانواده ها و مشاوران).
---
پاورقیها
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۶۷
- ↑ سوره ی رعد، آیه ی ۲۸
- ↑ تفسیرِ نورالثقلین، ج ۲، ص ۴۲۳
- ↑ سوره ی اسراء، آیه ی ۸۲
- ↑ تفسیرِ العیاشی، ج ۲، ص ۳۰۴
- ↑ غررالحکم، ج ۲، ص ۱۵۴
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۱۲۸
- ↑ بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۲۸۴
- ↑ غررالحکم، ج ۱، ص ۲۱۴
- ↑ تحفالعقول، ص ۴۰۹
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۵۶
- ↑ سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۹۰
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۵۴
- ↑ غررالحکم، ج ۱، ص ۲۴۶
- ↑ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۵۶
- ↑ غررالحکم، ج ۴، ص ۲۹۱
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۱۳۴
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۳۱۷
- ↑ سوره ی زخرف، آیه ی ۶۷
- ↑ صحیفه ی سجادیه، دعای ۴۵
- ↑ غررالحکم، ج ۲، ص ۱۷۲
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۸۹
- ↑ غررالحکم، ج ۱، ص ۲۴۱
- ↑ سوره ی ابراهیم، آیه ی ۷