پرش به محتوا

حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه: مغرور نشدن: تفاوت میان نسخه‌ها

از صبح نجف
جزبدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: ویرایش مبدأ ۲۰۱۷
جز Admin صفحهٔ مغرور نشدن را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه: مغرور نشدن منتقل کرد
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه ویرایش پیشرفتهٔ همراه
 
(۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
دلخوشی های روزانه امروز سه شنبه 20 مردادماه ۱۴۰۵
دلخوشی های روزانه امروز سه شنبه 20 مردادماه ۱۴۰۵
<div style="text-align: center; margin-bottom: 10px;">
  <div style="display: flex; flex-wrap: wrap; justify-content: center; gap: 5px;">


<div style="margin-bottom: 20px;">
    <div style="display: inline-block;">
{| class="wikitable"
      {| class="wikitable" style="display: inline-table; width: auto; margin: 0;"
! حکمت 39-1
      ! style="background: black; color: white; text-align: center; padding: 3px 8px; font-size: 17px;" | حکمت 30-1
|-
      |-
| {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b65.mp3" type="audio/mpeg" controls></audio>}}
      | style="padding: 5px;" | {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b65.mp3" type="audio/mpeg" controls style="width: 270px; height: 50px;"></audio>}}
|}
      |}
</div>
    </div>
<div style="margin-bottom: 20px;">
 
{| class="wikitable"
    <div style="display: inline-block;">
! حکمت 39-2
      {| class="wikitable" style="display: inline-table; width: auto; margin: 0;"
|-
      ! style="background: black; color: white; text-align: center; padding: 3px 8px; font-size: 17px;" | حکمت 30-2
| {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b66.mp3" type="audio/mpeg" controls></audio>}}
      |-
|}
      | style="padding: 5px;" | {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b66.mp3" type="audio/mpeg" controls style="width: 270px; height: 50px;"></audio>}}
</div>
      |}
<div style="text-align: center; margin-bottom: 20px;">
    </div>
{| class="wikitable"
 
! حکمت 39-3
    <div style="display: inline-block;">
|-
      {| class="wikitable" style="display: inline-table; width: auto; margin: 0;"
| {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b67.mp3" type="audio/mpeg" controls></audio>}}
      ! style="background: black; color: white; text-align: center; padding: 3px 8px; font-size: 17px;" | حکمت 30-3
|}
      |-
</div>
      | style="padding: 5px;" | {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b67.mp3" type="audio/mpeg" controls style="width: 270px; height: 50px;"></audio>}}
<div style="text-align: center; margin-bottom: 20px;">
      |}
{| class="wikitable"
    </div>
! حکمت 39-4
 
|-
    <div style="display: inline-block;">
| {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b68.mp3" type="audio/mpeg" controls></audio>}}
      {| class="wikitable" style="display: inline-table; width: auto; margin: 0;"
|}
      ! style="background: black; color: white; text-align: center; padding: 3px 8px; font-size: 17px;" | حکمت 30-4
</div>
      |-
<div style="text-align: center; margin-bottom: 20px;">
      | style="padding: 5px;" | {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b68.mp3" type="audio/mpeg" controls style="width: 270px; height: 50px;"></audio>}}
{| class="wikitable"
      |}
! حکمت 39-5
    </div>
|-
 
| {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b69.mp3" type="audio/mpeg" controls></audio>}}
    <div style="display: inline-block;">
|}
      {| class="wikitable" style="display: inline-table; width: auto; margin: 0;"
      ! style="background: black; color: white; text-align: center; padding: 3px 8px; font-size: 17px;" | حکمت 30-5
      |-
      | style="padding: 5px;" | {{#tag: html|<audio src="https://download.ghbook.ir/downloads/BookContent/15800/15637/b69.mp3" type="audio/mpeg" controls style="width: 270px; height: 50px;"></audio>}}
      |}
    </div>
 
  </div>
</div>
</div>
<!-- متن اصلیات را اینجا بنویس -->
<!-- متن اصلیات را اینجا بنویس -->
== چکیده ==
== چکیده ==
حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه با عبارت «الْحَذَرَ الْحَذَرَ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ»، هشداری عمیق دربارهٔ مغرور نشدن به پرده‌پوشی الهی است. این مقاله به تحلیل محتوایی، تفسیری و کاربردی این حکمت می‌پردازد و با ارجاع به شروح معتبر، روایات هم‌سو و اشعار مرتبط، ابعاد گوناگون آن را بررسی می‌کند.
حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه با عبارت «الْحَذَرَ الْحَذَرَ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ»، هشداری عمیق دربارهٔ مغرور نشدن به پرده‌پوشی الهی است. این مقاله به تحلیل محتوایی، تفسیری و کاربردی این حکمت می‌پردازد و با ارجاع به شروح معتبر، روایات هم‌سو و اشعار مرتبط، ابعاد گوناگون آن را بررسی می‌کند.
خط ۸۴: خط ۹۴:
== اشعار مرتبط با مضمون حکمت ==
== اشعار مرتبط با مضمون حکمت ==


=== شعر از سعدی ===
*از مثنوی طاقدیس، ملا احمد نراقی (عارف و فقیه شیعه قرن ۱۳ قمری) *
سعدی شیرازی در گلستان به نکته‌ای بسیار نزدیک به این حکمت اشاره کرده است:
 
این فنا نبود مقام هرکسی *** مسند سلطان کجا و هر خسی
 
ذات وصف فعل خود دیدن عیان *** خویش را لیکن ندیدن در میان
 
دیدن اینها ولی بی خویشتن *** دیدن خود بی خود اندر انجمن
 
از خودی خود چنان گشتن رها *** که نه خود ماند دگر نی من نه ما
 
هرکه از خواب عدم بیدار شد *** هر که مست نیستی هشیار شد
 
از فروغش شد نمایان صد هزار *** نوعروسان شد پر از رنگ و نگار
 
---
 
*از حکیم نزاری قهستانی (شاعر شیعه قرن هفتم و هشتم)، ادب‌نامه، باب هشتم - در نکوهش غرور و عجب *
 
مکن تکیه بر دانش و عقل و رای *** به دعوی منه در هنر پیش پای
 
مشو غرّه گر خدمتی کردهای *** وگر در تنم جهان خوردهای
 
یقین دان که صد عیب بر یک هنر *** بچربد چو شه برگمارد نظر
 
به دانش مشو معجب ای نیکبخت *** که عجب از خردمند عیبی است سخت
 
چو دولت ندارد ز دانش فروغ *** بود راست اما نماید دروغ
 
چو اسباب دولت مهیا شود *** عجب نَبْوَد ار کبر پیدا شود
 
براندیش کاین دولت و عزّ و ناز *** کجا یافتی خویشتن بر مساز
 
چو نیکو شد احوالت از مال و جاه *** مَبَر ظن که آخر نگردد تباه
 
نماند همی گردش روزگار *** به نیک و بد و خیر و شر برقرار
 
---
 
*از سنایی غزنوی (شاعر شیعه‌مذهب قرن پنجم و ششم) *
 
بدین ده روزه دهقانی مشو غره که ناگاهان *** چو این پیمانه پر گردد نه ده مانده نه دهقان
 
---
 
*از عطار نیشابوری (عارف قرن ششم و هفتم) *
 
چند غرور ای دغل خاکدان *** چند منی ای دو سه من استخوان
 
پیشتر از ما دگران بوده‌اند *** کز طلب جاه نیاسوده‌اند
 
حاصل آن جاه ببین تا چه بود *** سود بد اما بزیان شد چه سود
 
گرت ملک جهان زیر نگین است *** به آخر جای تو زیر زمین است
 
نماند کس به دنیا جاودانی *** به گورستان نگر گر میندانی
 
تو غافل خفته وز هیچت خبر نه *** بخواهی مرد گر خواهی وگرنه
 
مشو غره که پی بر هیچ دارد *** بدین عمری که چندین پیچ دارد
 
---
 
*از حافظ شیرازی (قرن هشتم) *
 
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه *** رند از ره نیاز به دارالسلام رفت
 
حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود *** عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد
 
---
 
*از امیرخسرو دهلوی (شاعر پارسی‌گوی قرن هفتم و هشتم) *
 
غره مشو ز جاه مجازی به اعتبار *** کاین جاه را به نزد خدا اعتبار نیست
 
بدین قالب که بادش در کلاهست *** مشو غره که مشتی خاک را هست
 
---
 
*از ناصرخسرو قبادیانی (شاعر و فیلسوف اسماعیلی‌مذهب قرن پنجم) *
 
غره مشو به زور و توانایی *** کاخر ضعیفی است توانا را
 
---
 
*از جامی (شاعر و عارف قرن نهم) *
 
مشو غره حسن گفتار خویش *** نکو کن چو گفتار، کردار خویش
 
---
 
*از اوحدی مراغه‌ای (شاعر عارف‌مسلک قرن هفتم و هشتم) *
 
با تو گویا زبان هر ذره *** که: به دنیا چنین مشو غره
 
---
 
*تک‌بیتی از عماره مروزی (شاعر قرن سوم و چهارم) *
 
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر *** وز مارگیر مار بر آرد شبی دمار
 
*شعر نو از سید حجت‌الله طباطبایی با عنوان «غرور» *
 
روزی که دستِ فرصت
 
به شانه ام زد
 
آرام گفت:
 
«بمان، وقت بسیار است...»
 
و من از کنارِ لحظه ها گذشتم.
 
غرور، پنجره ها را بست
 
و من خیال کردم
 
آسمان همیشه همانجا می ماند؛
 
اما صبح که برگشتم،
 
دیگر نوری پشتِ شیشه نبود.
 
غرورم آنقدر بزرگ شده بود
 
که حتی خانه را مرتب نمیکردم؛
 
فکر میکردم همه چیز
 
خودش سرِ جای خودش میرود.
 
ای کاش پایِ غرورم میشکست،
 
همان روزی که فرصت


'''نترسد کسی چون نیاید بلا'''
آرام از کنارم گذشت...


'''ولی دور از چشمست صاحب‌عطا'''
حالا من مانده ام


'''نگه کن که در حلم و مهلت چه سود'''
با یک مشت «ای کاش»


'''که گرگ از کمینگاه نخجیر دود'''
و آینهای که هر روز می گوید:


سعدی در این ابیات هشدار می‌دهد که ایمنی از بلا به دلیل نیامدن آن، دلیل بر عافیت نیست؛ همان‌گونه که گرگ در کمینگاه، شکار را نمی‌ترساند تا غافلگیرش کند. این دقیقاً همان مضمون استدراج و پرده‌پوشی الهی است که امام علی(ع) از آن برحذر داشته است.
کاش غرورت را کوچکتر می کردی،


=== شعر از مولوی ===
پیش از آنکه دنیا
مولوی نیز در مثنوی معنوی به این معنا اشاره کرده است:


'''با گنه‌کاران چو مهلت می‌دهد'''
فرصتهایت را کوچک کند.


'''آن نه از رحمت، بلی از قهر خود'''
**شعر سپید از مصطفی زاهدی **


'''می‌دهدشان مال و فرزندان و جاه'''
دنیا در برابر زیبایی تو


'''تا بگویند این خدا ما را که خواست'''
مات می‌شود و ترس برم می‌دارد


مولوی نیز بر این نکته تأکید دارد که مهلت‌دادن و نعمت‌دادن به گنه‌کاران، نشانه رحمت نیست، بلکه می‌تواند قهر الهی باشد که بنده را غافل‌تر می‌کند. این همان معنایی است که امام صادق(ع) در روایت پیشین فرمودند: افزایش نعمت در کنار گناه، استدراج است.
که نکند غرورم تاب نیاورد


=== شعر از خیام ===
و درون ویرانم برایت پدیدار شود،
خیام نیشابوری نیز با بیانی دیگر به این حقیقت اشاره کرده است:


'''ما را به گنه مگیر اگر مستی‌ای'''
شکنجه‌گر!


'''وز پرده دگر مکن رهایی‌ای'''
برای غرورم هم که شده


'''چون پرده ز کار ما برافتد یکبار'''
فاصله‌ات را با من رعایت کن!


'''از ماست که در میان خلق ننگی‌ای'''
**شعر کلاسیک از ابوالمعالی نصرالله منشی، کلیله و دمنه **


خیام به روشنی از ترس افتادن پرده از کارهای پنهانی سخن می‌گوید و هشدار می‌دهد که اگر پرده‌ها کنار رود، رسوایی‌ها آشکار می‌شود. این همان نکته‌ای است که امام علی(ع) در حکمت ۳۰ با عبارت «فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ» به آن اشاره کرده است؛ یعنی خداوند پرده‌پوشی کرده و این نعمتی است که نباید آن را دست‌مایه غفلت کرد.
ز خاک آفریدت خداوند پاک *** پس ای بنده افتادگی کن چو خاک


== پژوهش‌های معاصر درباره حکمت ۳۰ ==
== پژوهش‌های معاصر درباره حکمت ۳۰ ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۳۱

دلخوشی های روزانه امروز سه شنبه 20 مردادماه ۱۴۰۵

حکمت 30-1
حکمت 30-2
حکمت 30-3
حکمت 30-4
حکمت 30-5

چکیده

حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه با عبارت «الْحَذَرَ الْحَذَرَ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ»، هشداری عمیق دربارهٔ مغرور نشدن به پرده‌پوشی الهی است. این مقاله به تحلیل محتوایی، تفسیری و کاربردی این حکمت می‌پردازد و با ارجاع به شروح معتبر، روایات هم‌سو و اشعار مرتبط، ابعاد گوناگون آن را بررسی می‌کند.

متن و ترجمه حکمت

امام علی(ع) می‌فرماید:

الْحَذَرَ الْحَذَرَ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ.

ترجمه: (از مجازات الهی) برحذر باش، برحذر باش، به خدا سوگند! آن قدر پرده‌پوشی کرده، که گویی آمرزیده است.[۱]

معنای لغوی و مفهومی

واژه «حَذَر» به معنای ترس همراه با احتیاط و هوشیاری است. تکرار آن («الْحَذَرَ الْحَذَرَ») برای تأکید و ابلاغ نهایت هشدار به مخاطب است.[۲] «سَتَرَ» به معنای پوشاندن عیب و گناه است و «غَفَرَ» به معنای آمرزش و بخشش. امام(ع) با این تعبیر می‌فرماید که خداوند چنان عیوب بنده را می‌پوشاند که گویی او را آمرزیده است، حال آنکه پرده‌پوشی لزوماً به معنای آمرزش نیست.[۳]

تفسیر و تحلیل محتوایی

هشدار از مغرور شدن به پرده‌پوشی خداوند

امام علی(ع) در این گفتار حکیمانه به همه معصیت‌کاران هشدار می‌دهد که از صبر الهی در مقابل معاصی خود مغرور نشوند. ایشان می‌فرماید که خداوند با رحمت واسعه خود، گناهان پنهانی بندگان را افشا نمی‌کند تا آبروی آنها در نزد دوست و دشمن ریخته نشود، شاید بیدار شوند و به سوی خدا بازگردند و توبه کنند.[۴] اما بسیار می‌شود که افراد از این لطف الهی سوءاستفاده کرده و گمان می‌کنند گناهی نکرده‌اند یا خداوند بدون توبه آنان را آمرزیده است.[۵]

مفهوم «استدراج»

نکته بسیار مهم و هشداردهنده‌ای که امام علی(ع) در این حکمت به آن اشاره دارد، این است که گاهی پرده‌پوشی خداوند نه به خاطر فرصت توبه، بلکه به دلیل نوعی عذاب الهی است که به آن «سنت استدراج» می‌گویند. «استدراج» به معنای نزدیک‌شدن تدریجی به عذاب الهی به‌گونه‌ای که انسان متوجه نشود.[۶] در این حالت، خداوند بنده را به حال خود رها کرده و هر چه گناه کند، آبرویش نمی‌رود و حتی ممکن است عزت ظاهری نیز کسب کند و گمان برد که آدم خوبی است. اما این پرده‌پوشی دیگر فرصت توبه نیست، بلکه نوعی عذاب الهی است که حسابرسی نهایی به قیامت موکول شده است.[۷]

قرآن کریم به این سنت الهی اشاره کرده است: «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ» (اعراف، ۱۸۲)؛ «به‌زودی آنان را از جایی که نمی‌دانند، به تدریج به عذاب نزدیک می‌کنیم.»[۸]

روایات هم‌سو از دیگر معصومین

روایت از امام صادق(ع)

امام صادق(ع) درباره استدراج فرموده‌اند: «هرگاه بنده‌ای گناه کند، اما در مقابل، نعمت او زیاد گردد و این نعمت، او را از استغفار باز دارد، این استدراج است و آن فرد از آنجا که نمی‌داند، به‌تدریج گرفتار می‌شود.»[۹] این روایت به روشنی بیان می‌کند که افزایش نعمت در کنار گناه، نشانه مهر الهی نیست، بلکه می‌تواند نشانه خشم و استدراج باشد. این دقیقاً همان هشداری است که امام علی(ع) در حکمت ۳۰ به آن اشاره فرموده است؛ آن‌که پرده‌پوشی و ادامه نعمت، گاهی به معنای آمرزش نیست، بلکه مقدمه عذابی دردناک است.

روایت از امام باقر(ع)

امام باقر(ع) در تفسیر آیه استدراج فرموده‌اند: «هرگاه خداوند بر بنده‌ای خشم گیرد، نعمتی به او دهد که او را به خود مشغول دارد و از طاعت خدا بازماند و این خود مکر الهی است.»[۱۰] این روایت نیز بر همان نکته تأکید دارد که گاهی نعمت‌ها و پرده‌پوشی‌های الهی، نه از روی محبت، بلکه از روی خشم و مکر است تا بنده غافل‌تر شود.

روایت از پیامبر اکرم(ص)

پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «إِذَا رَأَيْتَ اللَّهَ يُعْطِي الْعَبْدَ مِنَ الدُّنْيَا عَلَى مَعَاصِيهِ مَا يُحِبُّ، فَإِنَّمَا ذَلِكَ اسْتِدْرَاجٌ مِنَ اللَّهِ»؛ «هرگاه دیدی خداوند به بنده‌ای در حال معصیت، آنچه از دنیا دوست دارد می‌دهد، این همان استدراج الهی است.»[۱۱] این سخن نبوی نیز هشداری است بر همان معنایی که امام علی(ع) در حکمت ۳۰ بیان فرموده است: مبادا از نعمت‌ها و پرده‌پوشی‌های الهی در حال گناه، مغرور شوید که این خود می‌تواند نشانه عذاب تدریجی باشد.

آموزه‌های اخلاقی و اجتماعی

لزوم ستارالعیوب بودن

این سخن درسى است براى بندگان که آنها هم ستارالعيوب باشند و به محض اطلاع از گناهان پنهانى کسى، به افشاگرى برنخیزند و آبرويش را نریزند و به او مجال اصلاح خويشتن و توبه دهند. اضافه بر این، کمتر کسى است که عیب و خطایى در پنهان نداشته باشد؛ اگر باب افشاگرى گشوده شود، همگان نسبت به یکدیگر بى‌اعتماد مى‌شوند و سرمایه اصلى جامعه که اعتماد است از دست مى‌رود.[۱۲]

تفاوت پرده‌پوشی الهی و بخشش واقعی

هدف اصلی خداوند متعال از «ستارالعيوب» بودن این است که به انسان فرصت توبه و بازگشت به مسیر حق را بدهد. اما نباید این فرصت را با بخشش و آمرزش واقعی اشتباه گرفت. «توبه» یعنی پشیمانی واقعی. اگر پشیمانی عمیق نباشد، فرصت‌دادن خدا به معنای پذیرش توبه نیست و نباید از این فرصت برای توهم بخشش سوءاستفاده کرد.[۱۳]

نسبت گناه و بلا در قرآن

از منظر قرآن، گناه یکی از عوامل نزول بلایا دانسته شده است، هرچند این رابطه مشمول تمام گناهان نمی‌شود و ممکن است عذاب به دلایلی چون توبه، استدراج و مشیت الهی به تعویق بیفتد.[۱۴] حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه نیز هشداری است دربارهٔ همین به‌تعویق‌افتادن عذاب که نباید آن را به پای آمرزش گذاشت.

اشعار مرتبط با مضمون حکمت

  • از مثنوی طاقدیس، ملا احمد نراقی (عارف و فقیه شیعه قرن ۱۳ قمری) *

این فنا نبود مقام هرکسی *** مسند سلطان کجا و هر خسی

ذات وصف فعل خود دیدن عیان *** خویش را لیکن ندیدن در میان

دیدن اینها ولی بی خویشتن *** دیدن خود بی خود اندر انجمن

از خودی خود چنان گشتن رها *** که نه خود ماند دگر نی من نه ما

هرکه از خواب عدم بیدار شد *** هر که مست نیستی هشیار شد

از فروغش شد نمایان صد هزار *** نوعروسان شد پر از رنگ و نگار

---

  • از حکیم نزاری قهستانی (شاعر شیعه قرن هفتم و هشتم)، ادب‌نامه، باب هشتم - در نکوهش غرور و عجب *

مکن تکیه بر دانش و عقل و رای *** به دعوی منه در هنر پیش پای

مشو غرّه گر خدمتی کردهای *** وگر در تنم جهان خوردهای

یقین دان که صد عیب بر یک هنر *** بچربد چو شه برگمارد نظر

به دانش مشو معجب ای نیکبخت *** که عجب از خردمند عیبی است سخت

چو دولت ندارد ز دانش فروغ *** بود راست اما نماید دروغ

چو اسباب دولت مهیا شود *** عجب نَبْوَد ار کبر پیدا شود

براندیش کاین دولت و عزّ و ناز *** کجا یافتی خویشتن بر مساز

چو نیکو شد احوالت از مال و جاه *** مَبَر ظن که آخر نگردد تباه

نماند همی گردش روزگار *** به نیک و بد و خیر و شر برقرار

---

  • از سنایی غزنوی (شاعر شیعه‌مذهب قرن پنجم و ششم) *

بدین ده روزه دهقانی مشو غره که ناگاهان *** چو این پیمانه پر گردد نه ده مانده نه دهقان

---

  • از عطار نیشابوری (عارف قرن ششم و هفتم) *

چند غرور ای دغل خاکدان *** چند منی ای دو سه من استخوان

پیشتر از ما دگران بوده‌اند *** کز طلب جاه نیاسوده‌اند

حاصل آن جاه ببین تا چه بود *** سود بد اما بزیان شد چه سود

گرت ملک جهان زیر نگین است *** به آخر جای تو زیر زمین است

نماند کس به دنیا جاودانی *** به گورستان نگر گر میندانی

تو غافل خفته وز هیچت خبر نه *** بخواهی مرد گر خواهی وگرنه

مشو غره که پی بر هیچ دارد *** بدین عمری که چندین پیچ دارد

---

  • از حافظ شیرازی (قرن هشتم) *

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه *** رند از ره نیاز به دارالسلام رفت

حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود *** عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد

---

  • از امیرخسرو دهلوی (شاعر پارسی‌گوی قرن هفتم و هشتم) *

غره مشو ز جاه مجازی به اعتبار *** کاین جاه را به نزد خدا اعتبار نیست

بدین قالب که بادش در کلاهست *** مشو غره که مشتی خاک را هست

---

  • از ناصرخسرو قبادیانی (شاعر و فیلسوف اسماعیلی‌مذهب قرن پنجم) *

غره مشو به زور و توانایی *** کاخر ضعیفی است توانا را

---

  • از جامی (شاعر و عارف قرن نهم) *

مشو غره حسن گفتار خویش *** نکو کن چو گفتار، کردار خویش

---

  • از اوحدی مراغه‌ای (شاعر عارف‌مسلک قرن هفتم و هشتم) *

با تو گویا زبان هر ذره *** که: به دنیا چنین مشو غره

---

  • تک‌بیتی از عماره مروزی (شاعر قرن سوم و چهارم) *

مار است این جهان و جهانجوی مارگیر *** وز مارگیر مار بر آرد شبی دمار

  • شعر نو از سید حجت‌الله طباطبایی با عنوان «غرور» *

روزی که دستِ فرصت

به شانه ام زد

آرام گفت:

«بمان، وقت بسیار است...»

و من از کنارِ لحظه ها گذشتم.

غرور، پنجره ها را بست

و من خیال کردم

آسمان همیشه همانجا می ماند؛

اما صبح که برگشتم،

دیگر نوری پشتِ شیشه نبود.

غرورم آنقدر بزرگ شده بود

که حتی خانه را مرتب نمیکردم؛

فکر میکردم همه چیز

خودش سرِ جای خودش میرود.

ای کاش پایِ غرورم میشکست،

همان روزی که فرصت

آرام از کنارم گذشت...

حالا من مانده ام

با یک مشت «ای کاش»

و آینهای که هر روز می گوید:

کاش غرورت را کوچکتر می کردی،

پیش از آنکه دنیا

فرصتهایت را کوچک کند.

    • شعر سپید از مصطفی زاهدی **

دنیا در برابر زیبایی تو

مات می‌شود و ترس برم می‌دارد

که نکند غرورم تاب نیاورد

و درون ویرانم برایت پدیدار شود،

شکنجه‌گر!

برای غرورم هم که شده

فاصله‌ات را با من رعایت کن!

    • شعر کلاسیک از ابوالمعالی نصرالله منشی، کلیله و دمنه **

ز خاک آفریدت خداوند پاک *** پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

پژوهش‌های معاصر درباره حکمت ۳۰

مطالعهٔ سنت استدراج در قرآن و روایات

پژوهش‌های معاصر نشان داده است که سنت استدراج هم در حوزه فردی و هم اجتماعی رخ می‌دهد. عوامل جریان این سنت عبارت است از: آگاه‌سازی جامعه توسط فرستادگان الهی، سرپیچی از تعالیم و مقابله با فرستادگان، فراگیر شدن کفر، ظلم و گناه در جامعه، محرومیت از لطف خدا بر اثر بی‌تدبیری و تاخیر عذاب تا رسیدن زمان مقرر.[۱۵]

سبک زندگی مترفین و استدراج

پژوهش‌گران رابطهٔ میان سبک زندگی مترفین (بهره‌مندان از نعمت‌های فراوان) و ابتلا به سنت استدراج را بررسی کرده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که آنان در عین برخورداری از نعمت‌ها، در وادی گناه و پرده‌دری گام برمی‌دارند و نعمت‌ها را در راه تفاخر، تکاثر و خودبزرگ‌بینی به کار می‌گیرند که این خود زمینه‌ساز استدراج الهی است.[۱۶] این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که هشدار امام علی(ع) در حکمت ۳۰، یک توصیهٔ صرفاً فردی نیست، بلکه هشداری اجتماعی برای همهٔ جوامعی است که نعمت‌های الهی را در مسیر گناه به کار می‌گیرند.

نتیجه‌گیری

حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه، با بیانی هشداردهنده و تصویری رسا، انسان را از مغرور شدن به پرده‌پوشی الهی برحذر می‌دارد. این کلام، فراتر از یک توصیه اخلاقی، به دو نکتهٔ اساسی اشاره دارد: نخست، اینکه صفت «ستارالعيوب» خداوند دو حالت دارد ـ یکی فرصتی برای بازگشت و توبه و دیگری می‌تواند عذاب الهی و سنت استدراج باشد. دوم، اینکه انسان‌ها نیز باید در برابر عیوب دیگران پرده‌پوش باشند تا سرمایهٔ اعتماد اجتماعی از بین نرود. روایات امام صادق(ع) و پیامبر اکرم(ص) این معنا را تأکید کرده‌اند و اشعار سعدی، مولوی و خیام نیز به روشنی بر همین حقیقت گواهی می‌دهند. این حکمت، با ریشه‌داشتن در تعالیم الهی، همچنان راهنمایی روشن برای همه جویندگان صراط مستقیم است.

کتابنامه

  1. نهج‌البلاغه، حکمت ۳۰
  2. شرح حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه، پایگاه جامع نهج‌البلاغه
  3. شرح حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه، حوزه مجازی مهندس طلبه
  4. شرح و تفسیر حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه، پایگاه جامع نهج‌البلاغه
  5. همان
  6. ویکی‌شیعه، مدخل «استدراج»
  7. شرح حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه، حوزه مجازی مهندس طلبه
  8. ویکی‌شیعه، مدخل «استدراج»
  9. کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۴۵۲
  10. تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۲
  11. بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۴۹
  12. شرح و تفسیر حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه، پایگاه جامع نهج‌البلاغه
  13. شرح حکمت ۳۰ نهج‌البلاغه، حوزه مجازی مهندس طلبه
  14. مقاله «تبیین رابطه سببی میان معصیت الهی و بلایای طبیعی»، پژوهش‌های اعتقادی کلامی
  15. مقاله «عوامل جریان سنت استدراج در قرآن با استفاده از روش تحلیل مضمون»، مجله مطالعات علوم قرآن
  16. مقاله «رابطه سبک زندگی مترفین با ابتلا به سنت الهی استدراج»، مطالعات قرآنی