حکمت ۱۱ نهجالبلاغه: عفو و بخشش در اوج قدرت
دلخوشی های روزانه امروز جمعه ۲۳ مردادماه ۱۴۰۵
| حکمت ۱۱ |
|---|
چکیده
حکمت ۱۱ نهجالبلاغه با عبارت «إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ»، به یکی از والاترین فضایل اخلاقی یعنی عفو و گذشت در هنگام پیروزی بر دشمن اشاره دارد. این مقاله به تحلیل محتوایی این حکمت پرداخته و با ارائه احادیث همسو از دیگر معصومین (علیهمالسلام)، اشعار مرتبط و داستانهایی از سیره عملی، ابعاد گوناگون آن را بررسی میکند.
متن و ترجمه حکمت
امام علی (علیهالسلام) میفرماید:
«إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ.»
ترجمه: هنگامی که بر دشمنت پیروز شدی، عفو و گذشت را شکرانه این قدرت و پیروزی قرار بده.[۱]
شرح و تفسیر حکمت
میدانیم هر نعمتی شکری دارد که اگر بهجا آورده شود، موجب بقای نعمت و افزایش آن میگردد، و گرنه نعمت به مخاطره خواهد افتاد و ممکن است کم یا نابود شود. شکر تنها شکر زبانی نیست، بلکه باید با عمل مناسب، شکر نعمت را بهجا آورد؛ آنکه خدا اموال و ثروت فراوانی به او داده، شکرش این است که دیگران را نیز در آن سهیم کند و آنکه خدا مقامی به او بخشیده، شکرش این است که به وسیله آن مشکلات نیازمندان را حل کند.[۲]
در مورد پیروزی بر دشمن، بهترین شکر، عفو و گذشت است. عفو و گذشت، سیره کریمان است و انتقام، روش لئیمان. امام علی (ع) با این جمله میفرماید: هرگاه بر دشمنت دست یافتی، بخشیدنِ او را شکرانه پیروزی قرار بده.[۲]
احادیث مرتبط از دیگر معصومین (علیهمالسلام)
۱. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
«أَلا أُخْبِرُکُمْ بِخَيْرِ خَلائِقِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؟ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْکَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَکَ.»
ترجمه: آیا شما را از بهترین اخلاق دنیا و آخرت باخبر نکنم؟ عفو و گذشت از کسی که به تو ستم کرده، پیوند محبت با کسی که از تو بریده، نیکی به کسی که به تو بدی کرده، و بخشیدن کسی که تو را محروم کرده است (اینها باارزشترین اخلاق است).[۳]
۲. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
«تَعافُوا تَسْقُطُ الضَّغائِنُ بَيْنَکُمْ.»
ترجمه: یکدیگر را عفو کنید تا کینهها برچیده شود.[۴]
۳. امام علی (علیهالسلام)
«اَلْعَفْوُ تاجُ الْمَکارِمِ.»
ترجمه: عفو، تاج اخلاق والای انسانی است.[۵]
۴. امام علی (علیهالسلام)
«أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ.»
ترجمه: سزاوارترین مردم به گذشت، تواناترین آنها بر انتقام است.[۶]
۵. امام صادق (علیهالسلام)
«إِنَّ صَاحِبَ الدِّينِ ... اطَّرَحَ الْحَسَدَ فَظَهَرَتِ الْمَحَبَّةُ وَ لَمْ يُخِفِ النَّاسَ فَلَمْ يَخَفْهُمْ وَ لَمْ يُذْنِبْ إِلَيْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ.»
ترجمه: آدم دیندار چون حسادت را دور افکنده، محبتش آشکار است. مردم را نمیترساند، پس از آنان نمیهراسد و به آنان تجاوز نمیکند، پس از گزندشان در امان است.[۷]
۶. امام صادق (علیهالسلام)
«التَّوَاضُعُ أَصْلُ کُلِّ خَيْرٍ نَفِيسٍ وَ مَرْتَبَةٌ رَفِيعَةٌ ... وَ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَى کَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ.»
ترجمه: تواضع ریشه هر کار نیک و باارزشی است و مقام والایی است. و هر کس برای خدا تواضع کند، خداوند او را بر بسیاری از بندگانش شرافت میبخشد.[۸]
داستانهایی از سیره عملی معصومین (علیهمالسلام)
داستان اول: عفو عمومی پیامبر در فتح مکه
در جریان فتح مکه، هنگامی که پیامبر اکرم (ص) بر دشمنانی که یک عمر خون به دل او کرده بودند و یارانش را کشته و مثله کرده بودند، پیروز شد، جمله تاریخی «اذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاءُ» را فرمود و همه جنایتکاران را مورد عفو قرار داد و شعار «اَلْيَوْمَ يَوْمُ الْمَرْحَمَةِ؛ امروز روز بخشش است» در مکه طنینانداز شد.[۹]
داستان دوم: برخورد امیرالمؤمنین در جنگ صفین
در جریان جنگ صفین، بعد از آنکه یاران امام علی (ع) بر شریعه فرات مسلط شدند، حضرت اجازه نداد به عنوان انتقام، آب را به روی دشمن ببندند، بلکه آب را برای همه آزاد کرد.[۱۰]
داستان سوم: گذشت حضرت یوسف از برادران
در قرآن کریم، داستان گذشت یوسف (ع) در اوج قدرت، نمونه بارز عفو کریمانه است. هنگامی که برادرانش به او رسیدند، فرمود: «قَالَ لاَ تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ …؛ گفت: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست، خداوند شما را میبخشد!»[۱۱]
آثار و برکات عفو و گذشت
۱. انسانسازی در سایه گذشت
شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که دشمن با دیدن کرامت اخلاقی افراد رئوف و بخشنده، توبه کرده و مسیر زندگیشان عوض شده است. عفو، درخت عداوت را ریشهکن کرده و بذر دوستی در قلبها میافشاند.[۲]
۲. ایجاد آرامش در جامعه
انتقام به صورت تصاعدی پیش میرود و دائماً قتل و کشتار و ناامنی میآفریند و هرگز اجازه نمیدهد صلح و صفا و آرامشی در جامعه پدید آید، در حالی که عفو و گذشت به خشونتها پایان میدهد و سبب آرامش جامعه است.[۲]
۳. جلب محبت الهی
قرآن مجید خطاب به مؤمنان میفرماید: «وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ.»[۱۲]
۴. دفع عذاب الهی
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «تَجاوَزوا عَن ذُنوبِ النّاسِ يَدفَعِ اللّه ُ عَنكُم بِذلكَ عَذابَ النّارِ؛ از گناهان مردم درگذرید تا خداوند بدین سبب عذاب دوزخ را از شما دور گرداند.»[۱۳]
اشعار مرتبط با مضمون حکمت
شعر از حافظ شیرازی
بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود
- که سهل باشد اگر یار مهربان داری
به وصل دوست گرت دست میدهد یک دم
- برو که هر چه مراد است در جهان داری[۱۴]
---
شعر از صائب تبریزی
بگذر از تقصیر دشمن چون شدی غالب، که هست
- از زبردستان عالم خوشنما افتادگی
از تواضع میشود ظاهر عیار پختگی
- حجت قاطع بود از میوهها افتادگی[۱۵]
---
شعر از مولوی
دوست میسازد تواضع دشمن دیرینه را
- خاکساری میکند جاروب گرد کینه را[۱۶]
---
شعر از فیض کاشانی
سهل باشد گر کنند افتادگان افتادگی
- مهربانی و تواضع از بزرگان خوش نماست[۱۷]
---
شعر از کلیم کاشانی
تواضع پایه اقبال مندیست
- به قدر خاکساری سر بلندیست
در او شاه جهان مسند نشین است
- کدامین سربلندی بیش ازین است[۱۸]
---
شعر از جامی
به تواضع چو ساخت خود را پست
- ق گرفتش بدان ترفع دست
پست شو پست تا بلند شوی
- بهره بفکن که بهرهمند شوی
دانه اول فتاد پست به خاک
- تا از آن سر کشید بر افلاک[۱۹]
---
شعر از محمد اسیری
باش همچون خاک ره خوار و ذلیل
- زیر پای هر ضعیف و هر جلیل[۲۰]
نتیجهگیری
حکمت ۱۱ نهجالبلاغه، با بیانی موجز و تصویری رسا، عفو و گذشت در اوج قدرت را شکرانه نعمت پیروزی معرفی میکند. این کلام، فراتر از یک توصیه اخلاقی، بنیانی برای مدیریت روابط اجتماعی و حل منازعات ارائه میدهد. احادیث همسو از دیگر معصومین (ع) و داستانهای سیره عملی آنان، نشان میدهد که این آموزه، ریشه در تعالیم الهی و سنت نبوی دارد. عفو و گذشت، افزون بر فضیلت اخلاقی، تدبیری کارآمد برای ایجاد آرامش و محبت در جامعه است، هرچند در جایی که دشمن عفو را نشانه ضعف بپندارد، باید با کیفر و شدت عمل از حدود الهی دفاع کرد.
کتابنامه
- ↑ نهجالبلاغه، حکمت ۱۱
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ سایت جامع نهجالبلاغه، شرح حکمت ۱۱
- ↑ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۴۰۹، ح ۷۰
- ↑ کنزالعمال، ج ۳، ص ۱۷۳، ح ۵۸۱۶
- ↑ غررالحکم، ص ۳۸، ح ۶۴۳
- ↑ نهجالبلاغه، حکمت ۴۸
- ↑ الکافی (ط-الاسلامیه)، ج ۲، ص ۱۵۱، ح ۱۸
- ↑ الکافی (ط-الاسلامیه)، ج ۲، ص ۱۲۴، ح ۱۳
- ↑ سیره ابنهشام، ج ۲، ص ۴۱۲
- ↑ تاریخ طبری، ج ۴، ص ۵۴۲
- ↑ سوره یوسف، آیه ۹۲
- ↑ سوره نور، آیه ۲۲
- ↑ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۴۰۸، ح ۶۵
- ↑ دیوان حافظ
- ↑ دیوان صائب تبریزی
- ↑ مثنوی معنوی، دفتر دوم
- ↑ دیوان فیض کاشانی
- ↑ دیوان کلیم کاشانی
- ↑ دیوان جامی
- ↑ دیوان محمد اسیری