شماره ۱. ادبِ سخن؛ آیینِ گفت و گویِ علوی و احترام به کرامتِ انسانی
ادبِ سخن؛ آیینِ گفت و گویِ علوی و احترام به کرامتِ انسانی
«الْکَلِمَةُ الطَّیِّبَةُ صَدَقَةٌ»[۱] امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «سخنِ پاکیزه، صدقه ای است.»
سخن گفتن، ساده ترین و در عین حال پیچیده ترین فعلِ انسانی است. با یک کلمه میتوان دل را شاد کرد یا ویران ساخت. امیرالمؤمنین(ع) که خود، فصیحترینِ عرب بود، به ما آموخت که سخن، ابزارِ ارتباط نیست؛ ابزارِ کرامت است. هر حرفی که میزنیم، یا آبرویی میسازد یا آبرویی می برد.
آیاتِ قرآن؛ بنیادِ ادبِ سخن
خداوندِ متعال در قرآن کریم میفرماید:
«وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»[۲] «و با مردم، سخنی نیکو گویید.»
این آیه، یک دستورِ عمومی است؛ نه فقط برای مؤمنان، بلکه برای تمامِ انسانها. امام باقر(ع) در تفسیرِ این آیه می فرمایند:
«یَعْنِی قُولُوا لِلنَّاسِ أَحْسَنَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ یُقَالَ لَکُمْ»[۳] «یعنی به مردم، بهترین سخنی را بگویید که دوست دارید به شما گفته شود.»
همچنین در آیه یِ دیگر میفرماید:
«أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ»[۴] «آیا ندیدی که خدا چگونه مثلی زده است: سخنِ پاکیزه، مانندِ درختِ پاکیزهای است.»
امام صادق(ع) در تفسیرِ این آیه فرمودند:
«الشَّجَرَةُ الطَّیِّبَةُ هِیَ النَّبِیُّ(ص)، وَ الْکَلِمَةُ الطَّیِّبَةُ هِیَ الْإِخْلَاصُ لِلَّهِ فِی الْقَوْلِ وَ الْعَمَلِ»[۵]
«درختِ پاکیزه، پیامبر(ص) است، و سخنِ پاکیزه، اخلاص برایِ خدا در گفتار و کردار است.»
پس ادبِ سخن، فقط رعایتِ ظاهر نیست؛ ریشه در اخلاص دارد.
حدیثِ اوّل: سخن، آینه یِ عقل است
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ»[۶] «انسان، در زیرِ زبانِ خود پنهان است.»
یعنی شخصیتِ واقعیِ هر کس، در سخنانش آشکار میشود. امام سجاد(ع) نیز در این باره میفرمایند:
«إِنَّ اللِّسَانَ مِفْتَاحُ کُلِّ خَیْرٍ وَ شَرٍّ»[۷]
«زبان، کلیدِ هر خیر و شری است.»
پس اگر می خواهی بدانی که کیستی، بنگر که چه می گویی. و اگر می خواهی بهتر شوی، سخنت را بهتر کن.
داستانی از ادبِ امیرالمؤمنین(ع) در برابرِ مخالفان
در جنگِ صفین، وقتی یکی از سربازانِ معاویه، امیرالمؤمنین(ع) را دشنام داد، یارانِ حضرت خشمگین شدند و خواستند به او حمله کنند.
اما حضرت دستور دادند که کسی به او تعرض نکند. سپس رو به آن مرد کردند و با نرمی فرمودند:
«یَا أَخَا کَلْبٍ، إِنَّکَ لَسْتَ بِالْمُسَابِّ لَنَا، وَ لَکِنَّکَ الْمُسَابِّ لِنَفْسِکَ»[۸] «ای برادرِ کلب! تو دشنام نمیدهی به ما، بلکه به خودت دشنام می دهی.»
سپس حضرت رو به یارانش کردند و فرمودند:
«إِذَا انْتُهِکَ حُرْمَةُ اللَّهِ فَأَخْشَنُوا، وَ إِذَا انْتُهِکَ حُرْمَةُ أَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَتَلَطَّفُوا»[۹]
«هرگاه حرمتِ خدا پایمال شد، سختگیر باشید؛ و هرگاه حرمتِ یکی از مسلمانان پایمال شد، نرمش و مدارا کنید.»
این، اوجِ ادبِ علوی است: در برابرِ اهانت، نه فقط پاسخِ بد نمی دهد، بلکه دشمن را نیز از گناهِ بیشتر بازمیدارد.
اصلِ دوم: سخنِ نیک، زینتِ مؤمن است
امام صادق(ع) میفرمایند:
«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْحَیَاءَ وَ الْحِلْمَ وَ الْعَفَافَ وَ التَّعَفُّفَ، وَ یُبْغِضُ الْفُحْشَ وَ التَّفَحُّشَ وَ السَّلَاطَةَ عَلَی النَّاسِ»[۱۰]
«خداوند حیا و بردباری و عفت و پاکدامنی را دوست دارد، و دشنامِ زشت و درشتی کردن و بر مردم چیره شدن را دشمن میدارد.»
پس سخنِ زشت، نشانِ بی ایمانی است. امام رضا(ع) نیز میفرمایند:
«مِنْ أَخْلَاقِ الْمُؤْمِنِینَ حُسْنُ الْکَلَامِ وَ بَذْلُ السَّلَامِ»[۱۱] «از اخلاقِ مؤمنان، خوشگفتاری و سلام کردن است.»
اصلِ سوم: برخوردِ محترمانه با مخالفان
امیرالمؤمنین(ع) در عهدنامه یِ خود به مالکِ اشتر میفرمایند:
«وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ، وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ، وَ اللُّطْفَ بِهِمْ»[۱۲] «دلِ خود را با رحمت برایِ مردم، و محبت به آنها، و نرمی با آنها، لباس کن.»
اینجا، حضرت به یک حاکمِ مسلمان دستور میدهد که با همهیِ مردم، حتی مخالفان، با محبت و نرمی رفتار کند. امام حسنِ مجتبی(ع) نیز میفرمایند:
«تَوَاضَعْ لِمَنْ تُخَالِفُهُ، یَکُنْ لَکَ صَدِیقًا»[۱۳] «در برابرِ کسی که با او مخالفی، تواضع کن تا دوستِ تو شود.»
این یعنی احترام، حدومرز نمی شناسد؛ حتی با دشمنانِ سرسخت نیز باید با کرامت رفتار کرد.
شعرِ زیبا در وصفِ ادبِ سخن
سعدیِ شیرازی چه زیبا سروده:
حکایت، زِ گفتارِ نیکو، بگوی *** که این است آیینِ اهلِ وفا چو با دشمن، نرم و خوش گو شوی *** بگیری زِ او پادشاهی و جا زبان، آنچنان دان که شمشیرِ تیز *** نه هر لحظه، باید کشیدن به عزا سخن، چون کمانی است و ابرو، چو تیر *** مکن تیر را بی هدف، رها
این شعر، اشاره به همان اصلِ علوی دارد که سخن، ابزاری برایِ ساختن است، نه ویران کردن.
اصلِ چهارم: شنیدن، نیمی از سخن است
امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:
«مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ»[۱۴] «کسی که به سخنِ گویندهای گوش بسپارد، او را پرستش کرده است.»
البته این نه به معنایِ پرستشِ شرکی، بلکه به معنایِ ارزشِ عظیمِ گوش دادن است. امام باقر(ع) نیز می فرمایند:
«کُونُوا لِلْعِلْمِ وُعَاةً، وَ لِلْحَدِیثِ وُعَاةً، وَ لِلنَّاسِ نُصَحَاءَ»[۱۵] «برایِ علم، ظرفِ نگهداری باشید؛ برایِ حدیث، حفظ کننده؛ و برایِ مردم، خیرخواه.»
گوش دادنِ فعال، یعنی وقتی کسی حرف میزند، نه فقط به کلماتش، بلکه به احساسات و نیازهایِ پشتِ کلماتش توجه کنیم.
داستانی از شنیدنِ امام سجاد(ع)
نقل شده که روزی مردی نزدِ امام سجاد(ع) آمد و ساعت ها از مشکلاتِ زندگی اش شکایت کرد. حضرت سکوت کردند و با دقت گوش دادند. وقتی مرد تمام کرد، حضرت فرمودند:
«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یَسْمَعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»[۱۶] «خداوند کسانی را دوست دارد که سخن را می شنوند و بهترینِ آن را پیروی میکنند.»
مرد تعجب کرد و گفت: «یا اباالحسن! شما هیچ پاسخی به من ندادید!» حضرت فرمودند: «شنیدنِ تو، خودش بهترین پاسخ بود. گاهی مردم فقط نیاز دارند که صدایشان شنیده شود.»[۱۷]
اصلِ پنجم: از غیبت و تهمت بپرهیزید
خداوند در قرآن می فرماید:
«وَ لَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا، أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ»[۱۸] «و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشتِ برادرِ مرده ی خود را بخورد؟ پس از آن کراهت دارید.»
امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:
«الْغِیبَةُ جُهْدُ الْعَاجِزِ»[۱۹] «غیبت، نهایتِ تلاشِ انسانِ ناتوان است.»
یعنی کسی که قدرتِ رویارویی ندارد، پشت سرِ دیگران حرف میزند. امام صادق(ع) نیز میفرمایند:
«مَنْ غَابَ عَنْهُ أَخُوهُ فَحَفِظَهُ فِی غَیْبَتِهِ، أَحَبَّهُ اللَّهُ»[۲۰] «کسی که برادرِ دینی اش در غیبت باشد و آبرویش را حفظ کند، خداوند او را دوست دارد.»
نکته ی طلبگی برای منبری ها
در نهج البلاغه، خطبه ی ۱۷۶، امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
«اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ»
یعنی: «زبان، درندهای است که اگر رهایش کنی، جراحت میزند.»
برای طلبه ها و اهلِ منبر، این نکته یِ دقیق قابلِ اشاره است که سخنرانی و وعظ، اگر با ادب و احترام همراه نباشد، نه تنها اثری ندارد، بلکه دلهایِ مردم را می رنجاند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«أَکْمَلُ الْمُؤْمِنِینَ إِیمَانًا أَحْسَنُهُمْ خُلُقًا»[۲۱] «کاملترین مؤمنان در ایمان، خوش اخلاق ترینِ آنهاست.»
سؤالِ چالشی برای منبر: آیا ما در گفتوگوهایِ روزمره، حرمتِ مخاطب را نگه می داریم، یا فقط به فکرِ ثابت کردنِ حرفِ خود هستیم؟
اقدامِ عملی برای این هفته
«کارتِ ادبِ سخن»
۱. این هفته، هر روز قبل از هر گفت وگویِ مهم، یک بار بگو: «اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَی حُسْنِ الْکَلَامِ» (خدایا! مرا بر خوشگفتاری یاری کن).
۲. اگر کسی به تو بیادبی کرد، پاسخِ او را با نرمی بده و از دشنام پرهیز کن.
۳. هر روز به حداقل ۳ نفر سلامِ گرم و با لبخند بگو.
۴. این هفته، یک روز را به «روزِ گوش دادن» اختصاص بده؛ فقط گوش کن و قضاوت نکن.
معرفیِ ۳ کتابِ برگزیده برای مطالعه یِ این هفته
۱. «آیینِ گفت وگو در سیره یِ علوی» – تألیفِ دکتر غلامرضا شفیعی (بررسیِ مهارت هایِ ارتباطیِ امیرالمؤمنین). ۲. «ادبِ سخن؛ از منظرِ قرآن و حدیث» – از استاد محمدتقی مصباح یزدی (ترکیبِ اخلاقِ گفتار با روانشناسیِ ارتباط). ۳. «چهل حدیث در آدابِ گفتوگو» – گردآوریِ حجت الاسلام قرائتی (مجموعه ایِ کاربردی برایِ خانواده و محیطِ کار).
---
پاورقی ها
- ↑ نهجالبلاغه، حکمت ۴۲۲
- ↑ سوره ی بقره، آیه ی ۸۳
- ↑ تفسیرِ نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۰۴
- ↑ سوره ی ابراهیم، آیه ی ۲۴
- ↑ تفسیرِ العیاشی، ج ۲، ص ۲۲۱
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۳۸۳
- ↑ تحف العقول، ص ۲۷۹
- ↑ بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۲۸۰
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۲۰
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۱۱۰
- ↑ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۳۷
- ↑ نهج البلاغه، نامه ی ۵۳
- ↑ تحف العقول، ص ۲۲۶
- ↑ غررالحکم، ج ۴، ص ۲۳۷
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۴۹
- ↑ صحیفه ی سجادیه، دعای ۴۵
- ↑ به نقل از «مکارم الاخلاق»، ج ۲، ص ۳۴
- ↑ سوره ی حجرات، آیه ی ۱۲
- ↑ غررالحکم، ج ۲، ص ۱۸۳
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۱۷۴
- ↑ کافی، ج ۲، ص ۹۹