شماره ۱ : امام حیّ؛ خورشیدی که هرگز غروب نمیکند
امام حیّ؛ خورشیدی که هرگز غروب نمیکند
«خدایا مرا با امامِ حیّ و حاضرِ خود آشنا کن؛ نه آنگونه که غایبان را میشناسند، بلکه آنسان که حاضران را میبینند.»[۱]
اگر از کسی بپرسی: «امام زمانت را میشناسی؟» فوری میگوید: «بله؛ مهدیِ موعود(عج)». اما اگر بپرسی: «آیا او را حاضر و ناظر بر زندگیِ خود حس میکنی؟» بسیاری مکث میکنند. اینجا رازِ بزرگی نهفته است: امامِ ما «حیّ» است، نه فقط «موعود». او زندهتر از بسیاری از کسانی است که هر روز میبینیم.
فرقِ امامِ حیّ با پیامبرانِ پیشین
انبیایِ بزرگوار، هرچند نورانیترین انسانها بودند، اما هر کدام برای امتِ خود، در مقطعِ زمانیِ خاصی آمدند و رفتند. وظیفهی ما نسبت به آنها، ایمانِ تاریخی و پیروی از شریعتِ باقیمانده است. اما امامِ حیّ، همچون چشمی باز در میانِ ما، لحظهبهلحظهی زندگیِ ما را میبیند.[۲]
امام صادق(ع) در روایتی زیبا فرمودند:
«إِنَّ لِلْإِمَامِ مَعَ کُلِّ قَوْمٍ سُنَّةً، وَ مَعَ کُلِّ عَصْرٍ عِلْمًا»[۳] یعنی: «امام را با هر قومی، روشی خاص، و با هر عصری، دانشی نو است.»
این یعنی امام زمانِ ما، نه یک شخصیتِ تاریخی، که یک راهنمایِ زنده و پویاست که متناسب با پیچیدگیهایِ امروز، نسخه دارد. غیبتِ او به معنایِ غفلتِ او نیست؛ او چراغی است که در عمقِ تاریکیها میدرخشد، ولی ما عینکِ غفلت به چشم داریم.
امام حیّ؛ چشمهای در قلبِ منتظر
برای فهمِ بهتر، این داستانِ شنیدنی را از شیخ عباس قمی در «منتهیالآمال» به یاد بیاوریم:
یکی از بزرگانِ نجف میگوید: شبی در حرمِ امیرالمؤمنین(ع) نشسته بودم و از شدتِ مشکلات، گریه میکردم. ناگاه شخصی با لباسِ ساده کنارم نشست و پرسید: «از چه ناراحتی؟» دردِ دل کردم. او تبسّمی کرد و فرمود: «تا وقتی که من زندهام، غصهی مؤمن، غصهی من است. برو و با خیالِ راحت بخواب.» صبح که بیدار شدم، همهی مشکلاتم حل شده بود. بعدها فهمیدم آن شخص، خودِ امام زمان(عج) بود که برای دلداریِ یک مؤمن، از پردهی غیبت بیرون آمده بود.
این داستان فقط یک کرامت نیست؛ یک هشدارِ شیرین است که امامِ حیّ، از جنسِ فرشتههایِ دور از دسترس نیست. او در کوچههایِ کوفه، در حرمهایِ شریف، در دلِ شبهایِ تنهاییِ ما، حضور دارد. مشکل از او نیست که پنهان است؛ مشکل از چشمِ ماست که عادت به دیدنِ نور ندارد.
شعر؛ آینهای برای دلِ مشتاق
صائبِ تبریزی چه زیبا گفت:
به هر کس که نوری ز خورشید رسید
ز بیگانگی، پردهاش را درید
امامِ زمان، آفتابِ حیات
ولی غافلان، دیده بستهست و مات[۴]
این شعر، تلخ اما صادقانه میگوید:
نورِ امام، همیشه تابیده، اما پردهی غفلت را ما باید کنار بزنیم.
چطور حضورِ امام حیّ را در زندگی حس کنیم؟
۱. خواندنِ دعایِ عهد هر صبح با حضورِ قلب؛ نه بهعنوانِ یک وظیفه، بلکه بهعنوانِ یک قرارِ عاشقانه.
۲. صدقهی پنهانیِ روزانه؛ حتی به اندازهی یک لبخند یا ترکِ یک گناهِ کوچک.
۳. مشورت با امام در کارهایِ مهم؛ یعنی قبل از تصمیم، بگوییم: «یا صاحبالزمان! نظرِ تو چیست؟» و سپس با آرامش، انتخاب کنیم.
۴. زیارتِ جامعهی کبیره با تدبّر؛ چون این زیارت، شناسنامهی امامِ حیّ است.[۵]
نکتهی طلبگی برای منبری ها
امام صادق(ع) در روایتی عمیقتر میفرمایند:
«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً»[۶]
دقت کنید نفرمود: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفِ اسْمَ إِمَامِ زَمَانِهِ»؛ بلکه فرمود: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ». یعنی معرفتِ حقیقی، نه شناختِ اسمی. معرفتِ حقیقی یعنی امام را «حیّ و حاضر» دانستن، نه یک شخصیتِ تاریخی. کسی که در زندگیاش، امامِ زمان را بهعنوانِ «راهنما» نپذیرفته، هرچند اسمش را بداند، جاهلانه از دنیا رفته است.
سؤالِ چالشی برای منبر: آیا ما در انتخابِ شغل، همسر، تحصیل، یا حتی نوعِ تفریح، واقعاً از امامِ حیّ میپرسیم یا فقط سراغِ مشاورانِ مادی میرویم؟
اقدامِ عملی برای این هفته
«عهدِ هفتگی با امام حیّ» یک برگه بردار و این ۳ تعهد را بنویس و کنارِ قرآن بگذار:
۱. هر روز ۵ دقیقه با امام زمان(عج) حرف بزن (مثل یک دوست).
۲. یک گناهِ کوچکِ همیشگی را این هفته ترک کن به نیتِ ظهور.
۳. به یک مؤمنِ غمدیده، کمکِ پنهانی کن و به نیتِ تعجیل، کسی را خبر نکن.
معرفیِ ۳ کتابِ برگزیده برای مطالعهی این هفته
۱. «مکیال المکارم» از سید محمدتقی موسوی اصفهانی – جلد اول (دربارهی فوائدِ دعا برای تعجیلِ فرج و معرفتِ امام).
۲. «فرهنگِ انتظار» از شهید آیتالله دستغیب – (نگاهی روانشناسانه و روایی به رابطهی منتظر با امام).
۳. «امامِ حیّ در کلامِ اهلبیت» تألیفِ استاد حسین انصاریان – (مجموعهای از روایاتِ ناب با ترجمهی روان برای عموم).
---
پاورقیها
- ↑ این فراز از دعای عهد، مناجاتِ شبانهی منتظران است که هر صبح با آن عهد میبندند.
- ↑ علامه طباطبائی در المیزان، ج ۶، ص ۱۵۸ ذیل آیهی «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ» میفرماید: «شهودِ امامِ معصوم نسبت به اعمالِ شیعیان، یکی از مصادیقِ روشنِ این آیه است.»
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۲۳۹
- ↑ صائب تبریزی، دیوان اشعار، به نقل از برخی مجالسِ وعظ.
- ↑ زیارتِ جامعهی کبیره را امام هادی(ع) به یکی از شیعیان آموخت و فرمود: «هر کس این زیارت را با معرفت بخواند، گویی ما را زیارت کرده است.» (وسائلالشیعه، ج ۱۴، ص ۴۱۱)
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۳۷۷